مؤلف مجهول

70

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

حضانت قراجهء ساقى « 1 » دست يك كرد و عهد بستند بر مخالفت ، لشكر جمع كرده آهنگ او كردند . سلطان سنجر برابر آمد نزديك دينور مقابل شدند . سلطان ملك طغرل را مقدم لشكر خود كرده بود چون بر هم حمله كردند لشكر مسعود شكسته شد . پراكنده گشتند . قراجهء ساقى را اسير كرده سلطان فرموذ كه گردنش را زدند . روز پنجشنبه بيست و يكم ربيع الآخر سنهء ستّ و عشرين و خمسمايه « 2 » سلطان سنجر سلطنت عراق و كوهستان و آذربايجان و شام تا حد روم بسلطان طغرل تسليم كرد و خود باز عزم خراسان كرد اندر ماه رجب سنه ست و عشرين و خمسمايه ملك جهان بر سلطان طغرل مقرر شد . سلطنت سلطان ركن الدين ابو طالب طغرل بن محمّد قسيم « 3 » امير المؤمنين قوام الدين ابو القاسم مدبر كار او شد . تمامت بزرگان مطيع شدند به ظاهر ، [ به ] همدان لشكر فروذ آورده به ترتيب ولايت مشغول شد اندر ماه رمضان احمديلى آقسنقر از جانب آذربايجان عزم همدان كرد با عم خويش مقابل شذ . سلطان داود منهزم بآذربايجان رفت . سلطان طغرل بر اثر عزم كرد تا محرم آنجا بود كه در سنه سبع و عشرين [ و خمسمايه ] « 4 » آنجا بوذ اندر محرم بازگشت باصفهان آمذ . زمستان آنجا بوذ . [ گ 13 آ ] بهارگاه بهمدان آمذ . در رجب اين سال سلطان مسعود و سلطان داود بهم رسيدند از موصل باذربايجان آمذند . مقدم لشكر احمديلى و آقسنقر بوذ . سلطان

--> ( 1 ) . والى فارس كه شاهزاده سلجوق برادر سلطان در عهده تربيت او بود ، وى به همراه سلطان مسعود در محلى كه به آن بنجن كس ( از توابع دينور ) مىگفتند ، با سپاه سلطان سنجر جنگ كردند اما از سپاه مسعود اتابك قراجه با خواص خود پايدارى مىكرد . وى شجاع‌ترين مرد روزگارش بود و با همهء تلاش و فداكارى سرانجام چون شكست يافت اسير شد . سلطان سنجر پس از سه روز در حالى كه قراجه سر به پايين افكند و هيچ اظهار زارى نمىكرد گردنش را زد . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، صص 187 - 188 . ( 2 ) . 526 . ( 3 ) . اصل : قسم . ( 4 ) . 527 .